شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

22

نفثة المصدور ( فارسى )

اتّفاق « 1 » بد وزير ، به دو روز پيش « 2 » از من ، ببيلقان رسيده بود ، و مىدانستم « 3 » ، كه چون روى به دو نمايم ، هراينه به دو بازمانم ، و بيشك درين سر وقت از هر آفريده « 4 » ، كائنا من كان 91 ، كه اندك مايه كينه در سينه دارد ، و ألحزم سوء الظّنّ 92 - 10 ، انتقام كشد . نيم‌شب ، فى أمان من لباس الظّلام 93 ، بر آن حدود گذشتم ، و پخته خوارى چند 94 كه هم از اين نمد كلاه كرده بودند ، و هم بر اين راه چاه كنده ، از اين دقيقه غافل گشتند ، و خويش را بخامى طمع در دام وزير افگندند « 5 » ، تا بعد از خيبت و يأس وزير از بأس اين پادشاه « 6 » ، چون بقلعهء گيران تمكّن يافت ، سلطان 95 « 7 » « أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي » « - 1 » 96 در دل بيعقل او خانه گرفته ، و سوداى « ابْنِ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ » « - 2 » 97 98 در سر بيمغز او خايه و بچّه نهاده ، تا عاقبت كار ( ع ) سر در سر آن كرد « 8 » ، كه اندر سر داشت 99 .

--> ( 1 ) سى : باتّفاق ( 2 ) متن مطابقست با : مى ، باقى نسخ : وزير پيش ( 3 ) مى : بود مىدانستم ( 4 ) مى ، هت : آفريدگار ( 5 ) كر : افكنده ( 6 ) كر ، هت : بأس پادشاه ( 7 ) كر ، هت : شيطان ( 8 ) هت ، سى : كرده ( - 1 ) قرآن كريم : 43 / 51 ( - 2 ) قرآن كريم : 40 / 36